ميرزا حسن حسينى فسايى
818
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
توقف داشت ، در اواخر ماه ذيقعده اين سال [ 1273 ] : عود به شيراز نموده ، هريك به جانب وطن مألوف خود شتافتند مگر سليمان خان افشار كه براى نظم نواحى كوهگيلويه ، مأمور بهبهان گرديده ، بعد از ورود به صوابديد نواب لطف على ميرزا والى بهبهان پسر نواب و الا مؤيد الدوله در جرح و تعديل امورات كلانتران كوهگيلويه پرداخته ، به اندك زمانى شوريدگيها را آرام نمود و در ماه شوال اين سال [ 1273 ] : مهر على خان شجاع الملك شيرازى نورى به منصب امير تومانى و محمد قلى خان ايلخانى قشقائى « 1 » به لقب و نشان اميرپنج سرافراز شدند و هم در آن ماه جناب ميرزا شفيع صاحب ديوان در طهران وفات يافت « 2 » و بنابر شايستگى و لياقت ميرزا فتح على خان مستوفى ولد الصدق حاجى ميرزا على اكبر قوام الملك شيرازى كه به حسب و نسب معروف و به حسن كفايت موصوف بود ، به لقب جليل صاحب ديوان اختصاص يافت « 3 » و در ديوان اعلى به جاى خط و مهر ميرزا شفيع صاحب ديوان خط و مهر گذاشت . و هم در آن سال [ 1273 ] : ميرزا محمد حسين وكيل پسرعم مؤلف اين فارسنامه ناصرى كه از چهل سال بيشتر به آن لقب سرافراز بود ، وفات يافت و لقب او را به ميرزا على محمد خان پسر ديگر حاجى قوام الملك عنايت فرموده ، او را ميرزا على محمد خان وكيل گفتند . و هم در آن سال [ 1273 ] : ايالت بندر بوشهر و دشتى و دشتستان را از مملكت فارس موضوع داشت [ ه ] به احمد خان عميد الملك نوائى داده ، او را دريابيگى گفتند . « 4 » و هم در آن سال [ 1273 ] : ميرزا حسن على خان دريابيگى سابق بوشهر كه در جنگ انگليس مأخوذ گشته ، او را به بندر بمباى برده بودند ، مرخص گشته ، به احترام تمام وارد شيراز گرديد . و چون محرم سال 1274 دررسيد در شيراز و توابع فارس ، وباى عام شايع گشته ، جماعتى رهسپر سفر آخرت شدند و نواب و الا طهماسب ميرزا مؤيد الدوله با اهل و عيال از شيراز حركت كرده در قريه پس كوهك « 5 » چهار فرسخ ميانه شمال و مغرب شيراز كه هوائى خنك و آبى سرد دارد ، توقف فرمود و در اين ايام و با ، نصر اللّه خان لارى والى سابق لارستان كه براى اداى ماليات ديوانى ، در توپخانه مباركه شيراز محبوس بود فرار كرده ، در نواحى لارستان و سبعه توقف نمود و اهالى آن سامان به ملاحظه آنكه اباء و اجداد او به ايالت سبعه و لارستان برقرار بودهاند ، سر در اطاعت او آورده ، ميرزا لطف اللّه مستوفى شيرازى ، حاكم سبعه را عذر خواسته ، او را روانه شيراز داشتند و نصر اللّه خان علم خودسرى را در محال سبعه برافراشت و چون آن اخبار به نواب مؤيد الدوله رسيد ، حكومت سبعه را به رضا قلى خان عرب فارسى سرتيپ فوج بهارلو و اينالو و عرب ارزانى داشته ، او را با دو ارابه توپ و فوج سرباز از شيراز براى دفع نصر اللّه خان روانه سبعه فرمود و على نقى خان قراگوزلو ، سرتيپ فوج سرباز درگزين و جعفر قلى خان سرتيپ توپخانه مباركه را مأمور به نواحى لارستان نمود و چون آن جماعت از
--> ( 1 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 10 ، ص 773 . ( 2 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 10 ، ص 772 . ( 3 ) . ر ك : حقايق الاخبار ، ص 226 ، روضة الصفا ، ج 10 ، ص 772 . ( 4 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 10 ، ص 773 ، حقايق الاخبار ، ص 232 ، در ذكر وقايع 1274 . ( 5 ) . ر ك : فارسنامه ناصرى ، گفتار دوم .